ازدواج با فردی از فرهنگ دیگر؛ آنچه بهتر است پیش از زندگی مشترک بدانیم


فرهنگ مهم است، اما همه چیز را توضیح نمی‌دهد

یکی از اشتباه‌های رایج در روابط میان‌فرهنگی این است که رفتارهای پارتنر را خیلی سریع به ملیت او نسبت دهیم: «ایرانی‌ها همین‌طوری‌اند»، «آلمانی‌ها سرد هستند»، «آمریکایی‌ها بیش از حد فردگرا هستند» یا «خانواده‌های ایرانی همیشه در زندگی بچه‌های‌شان دخالت می‌کنند». این نوع جمله‌ها شاید توضیح ساده‌ای به نظر برسند، اما واقعیت بسیار پیچیده‌تر است. پژوهش‌های بین‌فرهنگی نشان می‌دهند که درون یک کشور و حتی درون یک فرهنگ، تفاوت‌های فردی بسیار زیادی وجود دارد.

دو خانواده ایرانی ممکن است نگاه کاملا متفاوتی به ازدواج، پول، دین یا استقلال فرزندان داشته باشند. همین موضوع درباره دو خانواده آلمانی، فرانسوی، آمریکایی یا هر کشور دیگری نیز صدق می‌کند. نسل، خانواده، تحصیلات، وضعیت اقتصادی، تجربه مهاجرت، مذهب، محیط اجتماعی و شخصیت فرد همگی می‌توانند بر رفتار او تاثیر بگذارند. بنابراین اگر قرار است با فردی از فرهنگ دیگری ازدواج کنید، فقط نپرسید: «فرهنگ شما چگونه است؟» یک سوال بسیار مهم‌تر وجود دارد: «تو در چه خانواده‌ای بزرگ شدی و چه چیزهایی در یک رابطه برایت طبیعی و مهم هستند؟»

گاهی مشکل زبان نیست، معنای پشت کلمات است

تصور کنید یکی از شما می‌گوید: «هر طور خودت راحتی.» برای یک نفر ممکن است این جمله واقعا به این معنا باشد که «انتخاب با توست و من مشکلی ندارم.» برای دیگری شاید معنای آن این باشد که «من موافق نیستم، اما نمی‌خواهم مستقیم بگویم.» هر دو نفر ممکن است زبان مشترک را کاملا روان صحبت کنند، اما همچنان منظور یکدیگر را اشتباه بفهمند.

در بعضی خانواده‌ها و محیط‌های فرهنگی، افراد بیشتر عادت دارند احساسات و مخالفت خود را غیرمستقیم بیان کنند. لحن، سکوت، زبان بدن و موقعیت می‌توانند بخشی از پیام باشند. در محیط‌های دیگر انتظار بیشتری وجود دارد که فرد دقیقا بگوید چه می‌خواهد، چه چیزی او را ناراحت کرده و با چه چیزی موافق نیست. این تفاوت را نمی‌توان به تمام ایرانی‌ها یا تمام اروپایی‌ها تعمیم داد، اما در روابط میان‌فرهنگی می‌تواند بسیار مهم باشد. برای مثال، فردی که به ارتباط مستقیم عادت دارد، ممکن است بگوید: «امشب نمی‌خواهم به خانه خانواده‌ات بیایم.» پارتنرش شاید این جمله را سرد یا بی‌احترامی تلقی کند، در حالی که برای گوینده فقط بیان صادقانه یک خواسته است. در جهت عکس نیز ممکن است فردی بگوید: «نه، چیزی نیست.» اما واقعا انتظار داشته باشد پارتنرش متوجه ناراحتی او شود.

پژوهش‌های مربوط به روابط زوج‌ها نشان می‌دهند که ارتباط سازنده، توجه به احساسات طرف مقابل، توانایی توضیح نیازها و حل تعارض بدون تحقیر یا حمله شخصی، از عوامل مهم رضایت در رابطه هستند. در یک رابطه میان‌فرهنگی شاید لازم باشد کمی بیشتر از زوج‌های دیگر درباره منظور خود توضیح دهید. یک جمله ساده می‌تواند جلوی بسیاری از سوءتفاهم‌ها را بگیرد: «وقتی این را گفتی، من این‌طور برداشت کردم. منظورت همین بود؟»

حتی اگر هر دو یک زبان را بلد باشید، ممکن است احساسات‌تان را به دو زبان متفاوت تجربه کنید

زبان در ازدواج میان‌فرهنگی فقط وسیله‌ای برای سفارش غذا یا انجام دادن کارهای روزمره نیست. زبان با خاطرات، شوخی‌ها، کودکی، خانواده و احساسات ما ارتباط دارد. ممکن است یک ایرانی سال‌ها در آلمان زندگی و آلمانی را بسیار خوب صحبت کند، اما هنگام دعوا، بیان یک احساس عمیق یا تعریف کردن خاطره‌ای از کودکی همچنان احساس کند فارسی دقیق‌تر چیزی را که در ذهن دارد منتقل می‌کند.

مطالعات مربوط به زوج‌های مهاجر نشان داده‌اند که تفاوت زیاد در توانایی زبانی دو همسر می‌تواند بر رابطه آن‌ها نیز تاثیر بگذارد. دلیل آن فقط ارتباط عاطفی نیست. فرض کنید یکی از دو نفر زبان کشور محل زندگی را بسیار بهتر می‌داند. او کارهای اداری را انجام می‌دهد، با بانک و پزشک صحبت می‌کند، قراردادها را می‌خواند و شبکه اجتماعی بزرگ‌تری دارد. طرف دیگر ممکن است به مرور احساس وابستگی کند. بنابراین یادگیری زبان کشور جدید می‌تواند علاوه بر مسئله مهاجرت، به استقلال و تعادل رابطه نیز مرتبط باشد.

در جهت دیگر، فرد ایرانی نیز باید به این فکر کند که پارتنر غیرایرانی در جمع‌های فارسی‌زبان چه احساسی دارد. اگر همه اعضای خانواده چند ساعت فارسی صحبت کنند و پارتنر شما هیچ چیز متوجه نشود، ممکن است در خانه خانواده شما احساس غریبه بودن کند. لازم نیست همه مکالمات به زبان دیگری تغییر کنند، اما ترجمه قسمت‌های مهم، توضیح شوخی‌ها و وارد کردن پارتنر در گفت‌وگو می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

خانواده می‌تواند هم بزرگ‌ترین حامی باشد و هم یکی از جدی‌ترین نقاط اختلاف

در بسیاری از خانواده‌های ایرانی، خانواده نقش پررنگی در زندگی دارد. تماس‌های مکرر با والدین، مهمانی‌های خانوادگی، کمک مالی، مشورت درباره تصمیم‌های مهم و حمایت از اعضای خانواده برای بسیاری از افراد کاملا طبیعی است. برای یک پارتنر غیرایرانی که در محیط متفاوتی بزرگ شده، بعضی از این رفتارها ممکن است ناآشنا باشند. ممکن است بپرسد: چرا مادرت هر روز تماس می‌گیرد؟ چرا باید درباره تصمیم شخصی ما با خانواده صحبت کنیم؟ چرا وقتی خانواده‌ات به دیدن ما می‌آیند چند هفته در خانه ما می‌مانند؟ چرا خانواده درباره مشکلات بین خودمان اطلاع دارند؟

در مقابل، فرد ایرانی نیز ممکن است رفتار پارتنرش را عجیب بداند: چطور ممکن است فقط هر چند هفته یک بار با خانواده‌ات صحبت کنی؟ چرا باید والدین برای آمدن به خانه ما از قبل هماهنگ کنند؟ چرا نمی‌خواهی خانواده من مدتی پیش ما بمانند؟

هیچ‌کدام از این رفتارها به خودی خود نشانه محبت بیشتر یا کمتر نیست. پژوهش‌های مربوط به ایرانیان مهاجر نیز تصویر جالبی نشان می‌دهند. برای بعضی افراد، فاصله گرفتن از فشار یا دخالت خانوادگی بعد از مهاجرت باعث آرامش بیشتر رابطه شده است. برای بعضی دیگر، دور بودن از خانواده و نبود حمایت آن‌ها خود به منبعی از فشار تبدیل شده است. پس راه‌حل نه حذف خانواده است و نه پذیرفتن حضور بدون مرز آن‌ها.

زوج باید مرزهای مخصوص زندگی خودش را تعریف کند.

پیش از ازدواج بهتر است درباره موضوعاتی مثل تعداد تماس‌ها، مهمانی‌ها، اقامت خانواده در خانه مشترک، کمک مالی به خانواده و میزان اطلاع خانواده از مسائل خصوصی زندگی صحبت شود.

نظر خانواده و دوستان ممکن است بیشتر از چیزی که تصور می‌کنید اهمیت داشته باشد

گاهی مشکل اصلی ازدواج میان‌فرهنگی بین خود زوج نیست. خانواده‌ها ممکن است با رابطه مشکل داشته باشند. شاید خانواده ایرانی نگران ازدواج فرزندشان با فردی از فرهنگ دیگر باشد. شاید خانواده پارتنر غیرایرانی اطلاعات کمی درباره ایران داشته باشد و تحت تاثیر کلیشه‌ها یا تصاویر رسانه‌ای قرار گرفته باشد. ممکن است مسئله دین، زبان یا شیوه تربیت فرزند نیز نگرانی‌هایی ایجاد کند.

تحقیقات روی روابط میان‌فرهنگی نشان می‌دهند که حمایت اجتماعی و پذیرفته شدن رابطه از سوی خانواده و دوستان می‌تواند با کیفیت رابطه ارتباط داشته باشد، به همین دلیل جمله‌ای مثل «نظر هیچ‌کس مهم نیست، ما فقط دو نفریم.» همیشه در زندگی واقعی جواب نمی‌دهد. شما دو نفر مرکز رابطه هستید، اما در خلأ زندگی نمی‌کنید. راه سالم این است که خانواده‌ها بتوانند بخشی از زندگی شما باشند، بدون این‌که تصمیم‌گیرنده نهایی زندگی مشترک‌تان شوند.

درباره نقش زن و مرد هیچ چیز را فرض نکنید

یکی از موضوعاتی که قبل از ازدواج باید بسیار شفاف درباره آن صحبت شود، انتظار دو نفر از نقش زن و مرد است. این مسئله را نیز نباید با ملیت ساده‌سازی کرد. همه مردان ایرانی نگاه سنتی ندارند و همه افراد غیرایرانی نیز لزوما نگاه برابر و مدرن به تقسیم مسئولیت‌ها ندارند.

تحقیقات درباره ایرانیان مهاجر نشان می‌دهند مهاجرت در بعضی خانواده‌ها باعث تغییر نقش‌های سنتی می‌شود. فردی که در ایران کار نمی‌کرده ممکن است بعد از مهاجرت وارد بازار کار شود. درآمد زن و مرد ممکن است تغییر کند. قوانین و فضای اجتماعی کشور جدید نیز می‌توانند انتظارات افراد را تغییر دهند. این تغییرات گاهی رابطه را قوی‌تر می‌کنند و گاهی باعث تعارض می‌شوند. بنابراین پیش از ازدواج درباره سوالات واقعی حرف بزنید: «چه کسی آشپزی می‌کند؟ چه کسی خانه را تمیز می‌کند؟ اگر هر دو تمام‌وقت کار کنیم چه؟ اگر بچه داشته باشیم، چه کسی بیشتر از کار خود کم می‌کند؟ اگر زن درآمد بیشتری از مرد داشته باشد، آیا برای کسی مسئله‌ای ایجاد می‌کند؟ اگر شغل یکی از ما نیازمند مهاجرت به کشور دیگری باشد چه؟»

مطالعات مربوط به زندگی خانوادگی نشان می‌دهند فقط تقسیم ریاضی کارها اهمیت ندارد. احساس «منصفانه بودن» تقسیم مسئولیت نیز نقش مهمی در رضایت افراد دارد. بنابراین لازم نیست همه چیز دقیقا ۵۰/۵۰ باشد. مهم این است که هیچ‌کدام احساس نکند بار زندگی به شکلی ناعادلانه روی دوش او افتاده است.

درباره پول قبل از ازدواج صحبت کنید

پول یکی از رایج‌ترین منابع اختلاف در بسیاری از روابط است. در ازدواج میان‌فرهنگی، تعریف «عدالت مالی» ممکن است بین دو نفر متفاوت باشد. برای یک نفر، پرداخت صورت‌حساب رستوران برای پارتنر نشانه محبت است و برای دیگری، تقسیم هزینه‌ها نشانه برابری و استقلال است. یک نفر ممکن است معتقد باشد بعد از ازدواج تمام درآمد متعلق به هر دو نفر است و دیگری ممکن است ترجیح دهد حساب بانکی شخصی خود را حفظ کند. موضوع دیگری که برای بعضی خانواده‌های مهاجر اهمیت زیادی دارد، کمک مالی به خانواده در کشور مبدا است. اگر یکی از شما بخواهد هر ماه برای خانواده خود پول بفرستد، آیا این تصمیم شخصی اوست یا تصمیم مشترک؟ اگر خانواده یکی از دو نفر دچار بحران مالی شود چه؟ تا چه اندازه وظیفه دارید کمک کنید؟ تحقیقات مربوط به اختلافات مالی زوج‌ها نشان می‌دهند بسیاری از دعواهای مالی در نهایت به دو سوال برمی‌گردند: چه چیزی عادلانه است؟ و مسئولیت هر کس چیست؟

پیش از ازدواج درباره درآمد، بدهی، پس‌انداز، هزینه‌ها و کمک به خانواده صحبت کنید، نه زمانی که اولین بحران مالی اتفاق افتاده است.

دین را حتی اگر مذهبی نیستید نادیده نگیرید

گاهی دو نفر در دوران رابطه تصور می‌کنند دین هیچ نقشی در زندگی آن‌ها ندارد. بعد ازدواج یا بچه‌دار شدن نزدیک می‌شود و ناگهان سوال‌های جدیدی مطرح می‌شوند: «آیا مراسم مذهبی برای ازدواج برگزار می‌شود؟ اگر خانواده ایرانی عقد مذهبی بخواهد چه؟ فرزند با چه باورهایی بزرگ خواهد شد؟ آیا ختنه انجام می‌شود؟ چه غذاهایی در خانه مصرف می‌شود؟ نوروز، رمضان، کریسمس یا مناسبت‌های دیگر چه جایگاهی خواهند داشت؟ در صورت فوت یکی از افراد، مراسم چگونه برگزار خواهد شد؟»

بررسی پژوهش‌های موجود نشان نمی‌دهد که پیرو یک دین خاص بودن به خودی خود تعیین‌کننده موفقیت ازدواج باشد. آنچه می‌تواند مشکل ایجاد کند، فاصله زیاد میان باورها و انتظارات دو نفر بدون گفت‌وگوی قبلی است. اگر یکی از شما مذهبی است و دیگری نیست، اختلاف داشتن به خودی خود مشکل نیست. مشکل زمانی است که هر دو تصور کنند بعدا طرف مقابل تغییر خواهد کرد.

مهاجرت می‌تواند تعادل قدرت در رابطه را تغییر دهد

در بسیاری از ازدواج‌های میان‌فرهنگی، یکی از دو نفر برای زندگی مشترک به کشور دیگری مهاجرت می‌کند. این مسئله اهمیت بسیاری دارد. فرض کنید فرد ایرانی به کشور پارتنرش مهاجرت کرده است. پارتنر زبان را بلد است، خانواده و دوستانش آنجا هستند، سیستم اداری را می‌شناسد، سابقه کاری دارد و شاید از نظر اقامتی نیز در وضعیت مطمئن‌تری قرار داشته باشد. فرد مهاجر ممکن است در ماه‌ها یا سال‌های اول به همسرش وابسته باشد. این وابستگی می‌تواند در کارهای اداری، مسائل مالی، ترجمه، رفت‌وآمد و حتی روابط اجتماعی ایجاد شود.

تحقیقات درباره مهاجرت ایرانیان نیز نشان می‌دهند عواملی مثل زبان، اشتغال، شوک فرهنگی، کاهش شبکه اجتماعی و تبعیض می‌توانند بر زندگی عاطفی و خانوادگی اثر بگذارند. بنابراین وقتی رابطه بعد از مهاجرت تحت فشار قرار می‌گیرد، همیشه مشکل از عشق یا سازگاری دو نفر نیست. گاهی زوج در حال تحمل فشاری است که از محیط بیرون وارد رابطه شده است. اگر پارتنرتان برای زندگی با شما مهاجرت کرده، یکی از بهترین کارهایی که می‌توانید انجام دهید، کمک به ساخت استقلال اوست. یادگیری زبان، پیدا کردن دوستان، ادامه تحصیل، کار و داشتن زندگی اجتماعی مستقل می‌تواند برای رابطه نیز مفید باشد.

اگر بچه می‌خواهید، درباره زبان و هویت او زودتر صحبت کنید

برای زوج ایرانی و غیرایرانی، تولد فرزند مرحله جدیدی از تفاوت‌های فرهنگی را آشکار می‌کند؛ آیا کودک فارسی یاد می‌گیرد؟ هر والد با او به چه زبانی صحبت می‌کند؟ اگر والد غیرایرانی فارسی بلد نباشد چه؟ آیا کودک می‌تواند با پدربزرگ و مادربزرگ ایرانی خود ارتباط مستقیم برقرار کند؟ نام او ایرانی خواهد بود یا بین‌المللی؟ نوروز را جشن می‌گیرد؟ با کدام فرهنگ احساس تعلق خواهد کرد؟

پژوهش‌های مربوط به خانواده‌های چندزبانه نشان می‌دهند میزان مواجهه کودک با هر زبان و نحوه استفاده خانواده از آن زبان در رشد زبانی کودک اهمیت دارد. برای یک والد ایرانی، فارسی ممکن است فقط یک زبان اضافه نباشد. فارسی می‌تواند ارتباط کودک با پدربزرگ و مادربزرگ، موسیقی، داستان‌ها، شوخی‌ها، ادبیات و بخشی از هویت خانوادگی او باشد. در عین حال، والد غیرایرانی نیز نباید در خانه خودش احساس کند بخشی از زندگی همسر و فرزندش در فضایی جریان دارد که او از آن کنار گذاشته شده است. بهترین تصمیم این است که درباره سیاست زبانی خانه آگاهانه صحبت کنید، نه این‌که بعد از تولد کودک تازه اختلاف‌ها شروع شوند.

اگر با یک ایرانی ازدواج می‌کنید، احتمالا باید با «تعارف» هم آشنا شوید

برای بسیاری از غیرایرانی‌ها، تعارف یکی از جالب‌ترین و در عین حال گیج‌کننده‌ترین بخش‌های فرهنگ ایرانی است. میزبان می‌گوید: «بفرمایید شام.» مهمان می‌گوید: «نه، ممنون.» میزبان دوباره اصرار می‌کند. مهمان دوباره رد می‌کند و برای افراد حاضر در آن فرهنگ ممکن است کاملا مشخص باشد که چه زمانی پاسخ واقعی داده شده است، اما برای کسی که با این قواعد بزرگ نشده، هیچ چیز واضح نیست.

همین اتفاق ممکن است هنگام پرداخت رستوران، هدیه دادن، مهمان‌نوازی، دعوت کردن یا احترام به بزرگ‌ترها نیز رخ دهد. اگر ایرانی هستید، انتظار نداشته باشید پارتنرتان این قواعد را خودش کشف کند. گاهی باید مترجم فرهنگ خودتان باشید. اما اگر با یک ایرانی ازدواج می‌کنید، لازم نیست تمام قواعد فرهنگی ایران را حفظ کنید. کافی است درباره معنای رفتارهایی که برای‌تان ناآشنا هستند، سوال کنید. با این حال یک مرز مهم وجود دارد:

فرهنگ می‌تواند بعضی رفتارها را توضیح دهد، اما هر رفتاری را توجیه نمی‌کند.

کنترل کردن پارتنر، تحقیر، خشونت، تهدید، محدود کردن روابط اجتماعی، محدود کردن استقلال مالی یا بی‌احترامی را نمی‌توان با جمله «فرهنگ ما این‌طور است» عادی کرد.

شاید تفاوت واقعی شما ملیت نباشد، بلکه ارزش‌های‌تان باشد

یکی از مهم‌ترین نتایجی که از بررسی پژوهش‌های مربوط به زوج‌های میان‌فرهنگی به دست می‌آید این است که «ملیت» همیشه مهم‌ترین تفاوت بین دو نفر نیست. دو نفر ممکن است از دو طرف جهان آمده باشند، اما درباره مهم‌ترین مسائل زندگی بسیار شبیه فکر کنند. هر دو استقلال فردی را مهم بدانند. هر دو بچه بخواهند. هر دو نگاه مشابهی به پول داشته باشند. هر دو خانواده را دوست داشته باشند، اما خواهان مرزهای روشن باشند. هر دو نسبت به دین نگاه مشابهی داشته باشند. در مقابل، دو ایرانی که در یک شهر بزرگ شده‌اند ممکن است درباره تمام این موضوعات اختلاف جدی داشته باشند، به همین دلیل پیش از ازدواج به جای این‌که فقط فرهنگ‌ها را مقایسه کنید، ارزش‌های‌تان را مقایسه کنید.

پیش از ازدواج، درباره چیزهایی حرف بزنید که بعدا تبدیل به دعوا می‌شوند

بسیاری از زوج‌ها ساعت‌ها درباره مراسم عروسی صحبت می‌کنند، اما شاید فقط چند دقیقه درباره زندگی بعد از عروسی حرف زده باشند. یک شب آرام انتخاب کنید و بدون تلاش برای پیدا کردن جواب «درست»، پاسخ یکدیگر را به این سوال‌ها بشنوید: «خانواده در زندگی تو چه جایگاهی دارد؟ دوست داری چند بار خانواده‌ات را ببینی یا با آن‌ها صحبت کنی؟ اگر خانواده یکی از ما با ازدواج مخالف باشد چه می‌کنیم؟ چه چیزهایی بین خودمان خصوصی باقی می‌ماند؟ اگر والدین‌مان چند هفته به دیدن ما بیایند، آیا در خانه ما می‌مانند؟ پول‌مان را چگونه مدیریت می‌کنیم؟ آیا حساب بانکی مشترک خواهیم داشت؟ اگر درآمد یکی از ما خیلی بیشتر باشد، هزینه‌ها چگونه تقسیم می‌شوند؟ آیا قرار است به خانواده‌ها کمک مالی کنیم؟ کار خانه چگونه تقسیم می‌شود؟ آیا بچه می‌خواهیم؟ فرزندمان چه زبان‌هایی یاد خواهد گرفت؟ دین چه نقشی در خانواده ما خواهد داشت؟ نوروز، کریسمس و تعطیلات خانوادگی را کجا می‌گذرانیم؟ اگر یکی از ما در آینده بخواهد به کشور دیگری برگردد چه؟ اگر والدین‌مان پیر و نیازمند مراقبت شوند، چه مسئولیتی خواهیم داشت؟ وقتی عصبانی هستی، ترجیح می‌دهی همان لحظه صحبت کنی یا مدتی تنها باشی؟ چه رفتاری باعث می‌شود احساس کنی دوست داشته می‌شوی؟ چه چیزهایی در یک رابطه برایت غیرقابل مذاکره هستند؟

لازم نیست پاسخ‌های شما یکسان باشند؛ اتفاقا شناخت اختلاف‌ها قبل از ازدواج می‌تواند بسیار مفید باشد. موضوع مهم‌تر این است که ببینید آیا می‌توانید درباره اختلاف‌ها مذاکره کنید یا نه.

ساختن یک «فرهنگ سوم» برای زندگی مشترک

یکی از جالب‌ترین ایده‌هایی که در بررسی روابط میان‌فرهنگی با آن روبه‌رو می‌شویم، این است که زوج موفق لزوما انتخاب نمی‌کند زندگی‌اش «ایرانی» باشد یا متعلق به فرهنگ طرف دیگر. به مرور یک فرهنگ کوچک جدید شکل می‌گیرد؛ فرهنگ خانواده خودشان. شاید در خانه شما هم هفت‌سین وجود داشته باشد و هم درخت کریسمس. شاید کودک شما هم فارسی صحبت کند و هم زبان پدر یا مادر دیگرش را. شاید بعضی قواعد خانوادگی ایرانی را حفظ کنید و بعضی از آن‌ها را کنار بگذارید. شاید از خانواده غیرایرانی نیز سنت‌هایی وارد زندگی شما شود که کم‌کم برای هر دو نفر اهمیت پیدا کنند و بسیاری از قواعد را احتمالا خودتان خواهید ساخت.

پژوهش‌های مربوط به زوج‌های میان‌فرهنگی و همین‌طور تجربه ایرانیان مهاجر نشان می‌دهند که توانایی ساختن چنین هویت مشترکی می‌تواند یکی از نقاط قوت رابطه باشد.

آیا ازدواج ایرانی و غیرایرانی سخت‌تر است؟

بعد از بررسی پژوهش‌ها، پاسخ تیم Abhavij به این سوال یک «بله» یا «خیر» ساده نیست. ازدواج میان‌فرهنگی ممکن است چند مسئله اضافه وارد رابطه کند: «زبان، مهاجرت، تفاوت خانواده‌ها، قوانین اقامت، دین، تفاوت در نقش‌های خانوادگی یا حتی نگاه جامعه به رابطه.» اما تحقیقات موجود نشان نمی‌دهند که متفاوت بودن ملیت دو نفر به خودی خود ازدواج را به رابطه‌ای ضعیف‌تر تبدیل کند. بسیاری از مشکلاتی که به «تفاوت فرهنگی» نسبت داده می‌شوند، در نهایت به چیزهای بسیار انسانی‌تری برمی‌گردند: آیا می‌توانیم با یکدیگر حرف بزنیم؟ آیا حرف هم را واقعا می‌شنویم؟ آیا می‌توانیم بدون تحقیر اختلاف داشته باشیم؟ آیا برای شناخت دنیای طرف مقابل کنجکاو هستیم؟ آیا خانواده‌ها می‌توانند بخشی از زندگی ما باشند بدون این‌که جای خود ما تصمیم بگیرند؟ آیا هر دو نفر استقلال، احترام و حق انتخاب دارند؟ و آیا حاضر هستیم بعضی از چیزهایی را که همیشه «طبیعی» تصور می‌کردیم دوباره بررسی کنیم؟

ازدواج میان‌فرهنگی قرار نیست یک ایرانی را کمتر ایرانی کند یا از فرد غیرایرانی یک ایرانی بسازد. هدف این نیست که یکی از دو فرهنگ پیروز شود. شاید یکی از زیباترین بخش‌های چنین رابطه‌ای دقیقا این باشد که دو نفر فرصت دارند چیزی را بسازند که قبل از آشنایی آن‌ها وجود نداشته است:

یک خانواده با فرهنگ مخصوص خودش.

اشتراک‌گذاری

مقاله‌های مرتبط

پاسخ‌ها