Iranians Abroad in a Time of War, Crisis, and Uncertainty

جامعه ایرانی که بین دو جهان زندگی می‌کند

برای بسیاری از ایرانیان خارج از کشور وضعیت کنونی فقط یک بحران سیاسی یا جنگی دوردست نیست. این واقعیتی شخصی و عاطفی است که از طریق هر تماس تلفنی، هر هشدار خبری، هر قطعی اینترنت و هر پیام بی‌پاسخ از خانواده داخل ایران وارد زندگی روزمره می‌شود.

جامعه ایرانیان مهاجر بزرگ، متنوع و در سراسر جهان پراکنده است. برآوردها متفاوت‌اند، اما وزارت امور خارجه ایران در سال ۲۰۲۱ گزارش داد که بیش از چهار میلیون ایرانی خارج از کشور زندگی می‌کنند. برخی برآوردهای دیگر این رقم را حتی بالاتر می‌دانند؛ بسته به این‌که آیا فقط شهروندان ایرانی، مهاجران متولد ایران یا افراد ایرانیتبار را به حساب آورند.

آلمان یکی از مهم‌ترین مراکز این جامعه مهاجر در اروپاست. بر اساس داده‌های آلمانی که توسط Mediendienst Integration گزارش شده، حدود ۳۱۹٬۰۰۰ نفر با پیشینه مهاجرتی ایرانی در آلمان زندگی می‌کنند و طی ۲۵ سال گذشته حدود ۱۲۸٬۰۰۰ ایرانی در آلمان تابعیت گرفته‌اند.

این ارقام نشان می‌دهند که داستان ایران تنها داخل ایران رخ نمی‌دهد. این داستان در برلین، مونیخ، هامبورگ، تورنتو، لندن، لس‌آنجلس، استکهلم، پاریس و بسیاری از شهرهای دیگری نیز جریان دارد که ایرانیان در آن‌ها زندگی‌ای تازه ساخته‌اند، در حالی که همچنان از نظر عاطفی به سرزمین مادری خود پیوند دارند.

Iranian diaspora community

جنگ برای ایرانیان خارج از کشور دور نیست

برای کسانی که بیرون از جامعه ایرانی هستند، جنگ ممکن است به شکل تیترهای خبری، نقشه‌های نظامی، قیمت نفت یا بیانیه‌های دیپلماتیک به نظر برسد. اما برای ایرانیان خارج از کشور، این موضوع بسیار شخصی‌تر است؛ به این معناست که نگران پدر و مادر در تهران، بستگان در شیراز، دوستان در اصفهان یا هم‌کلاسی‌ها در مشهد باشی.

در مارس ۲۰۲۶، خبرگزاری رویترز گزارش داد که آژانس پناهندگان سازمان ملل برآورد کرده است که از زمان آغاز درگیری در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، حدود ۳٫۲ میلیون نفر در ایران آواره شده‌اند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) هشدار داد که این رقم ممکن است با ادامه درگیری‌ها همچنان افزایش یابد. این یکی از دلایلی است که جامعه ایرانیان مهاجر این بحران را تا این حد عمیق احساس می‌کند. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور صرفا نظاره‌گر کشوری در حال جنگ نیستند. آن‌ها نظاره‌گر محله‌هایی هستند که می‌شناسند، شهرهایی که در آن بزرگ شده‌اند و خانواده‌هایی که پشت سر گذاشته‌اند.

برای بسیاری، پرسش عاطفی ساده اما دردناک است: «از اینجا چه کاری از دست من برمی‌آید؟»

اضطراب سکوت

یکی از سخت‌ترین تجربه‌ها برای ایرانیان خارج از کشور، از دست دادن ارتباط با عزیزان‌شان است. وقتی اینترنت کند یا قطع می‌شود، سکوت به چیزی هراس‌آور تبدیل می‌شود.

ایران از پیش هم یکی از محدودترین فضاهای آنلاین در جهان را داشت. سازمان فریدم هاوس (Freedom House) در گزارش سال ۲۰۲۵ خود به ایران فقط امتیاز ۱۳ از ۱۰۰ را در زمینه آزادی اینترنت داد و این کشور را در دسته «آزاد نیست» (Not Free) قرار داد. در همان گزارش آمده بود که دولت ایران همچنان هزاران وب‌سایت را محدود و پلتفرم‌های بزرگ شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک، تیک‌تاک، ایکس (X) و یوتیوب را مسدود یا فیلتر می‌کند.

فریدم هاوس (Freedom House) همچنین گزارش داد که ایران در ژوئن ۲۰۲۵، اندکی پس از آغاز حملات نظامی اسرائیل، یک قطعی تقریبا کامل و سراسری اینترنت در کشور اعمال کرد و این قطعی پس از پایان درگیری ۱۲ روزه برداشته شد.

برای ایرانیان خارج از کشور، این قطعی‌ها صرفا آمار انتزاعی درباره سانسور نیستند. آن‌ها به معنای پیام‌های بی‌پاسخ‌اند؛ به معنای ندانستن این‌که آیا پدر یا مادری در امان است یا نه؛ به معنای سر زدن دوباره و دوباره به تلگرام، واتساپ، اینستاگرام و کانال‌های خبری‌اند، به امید دیدن هر نشانه‌ای از زنده بودن عزیزان.

For Iranians abroad, internet outages in Iran are not just abstract statistics about censorship, but also mean unanswered messages and concern.

فشار اقتصادی و امرار معاش روزانه در ایران

حتی پیش از جنگ و آوارگی اخیر نیز مردم عادی ایران از پیش با فشار اقتصادی شدیدی روبه‌رو بودند. تورم، تحریم‌ها، کاهش ارزش پول ملی، بیکاری و مشکلات ساختاری اقتصادی، زندگی روزمره را روزبه‌روز دشوارتر کرده است. نمای کشوری صندوق بین‌المللی پول (IMF) برای ایران چشم‌اندازی بسیار دشوار را برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی می‌کند، از جمله انقباض ۶٫۱ درصدی تولید ناخالص داخلی واقعی و تورم قیمت مصرف‌کننده‌ای معادل ۶۸٫۹ درصد. برای خانواده‌های داخل ایران، این به معنای افزایش قیمت مواد غذایی، هزینه‌های ناپایدار مسکن، کاهش قدرت خرید و بی‌اطمینانی نسبت به آینده است. برای ایرانیان خارج از کشور، این اغلب به معنای تبدیل شدن به یک سیستم پشتیبانی مالی و عاطفی برای بستگان‌شان در وطن است.

Even before the latest war and displacement, ordinary Iranians were already facing severe economic pressure.

بسیاری از خانواده‌های دیاسپورا هر زمان که بتوانند پول می‌فرستند، در کارهای اداری و تهیه مدارک کمک می‌کنند، دنبال گزینه‌های مهاجرت می‌گردند، یا از بستگان جوان‌تری که می‌خواهند خارج از کشور تحصیل کنند، حمایت می‌کنند. اما این حمایت می‌تواند از نظر عاطفی فرساینده شود. افراد خارج از کشور ممکن است در قبال اعضای خانواده خود احساس مسئولیت کنند، در حالی که هم‌زمان با چالش‌های اجاره‌خانه، شغل، وضعیت اقامت و سازگاری با کشوری جدید نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

مهاجرت، پناهندگی و جستجوی امنیت

مهاجرت ایرانیان تنها درباره فرصت نیست. برای بسیاری از مردم، این موضوع درباره امنیت، آزادی و کرامت انسانی است.

در سال ۲۰۲۵، سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) گزارش داد که ۲٬۶۳۶ مهاجر و پناهنده از ایران از طریق دریا و خشکی وارد اروپا شدند که دو درصد از کل ورودی‌ها را تشکیل می‌داد و در مقایسه با سال ۲۰۲۴، یازده درصد افزایش داشت.

در آلمان درخواست‌های پناهندگی از سوی اتباع ایرانی همچنان قابل توجه بود. بر اساس گزارش پایگاه داده اطلاعات پناهندگی (Asylum Information Database)، آلمان در سال ۲۰۲۴ تعداد ۵٬۸۱۷ درخواست پناهندگی از اتباع ایرانی ثبت کرد، در حالی که اداره فدرال مهاجرت و پناهندگان آلمان (BAMF) در همان سال ۷٬۹۱۴ تصمیم درباره پرونده‌های پناهندگی ایرانیان صادر کرد.

Iranian migration is not only about opportunity. For many people, it is about safety, freedom, and dignity.

پشت هر عدد، یک داستان انسانی نهفته است: دانشجویانی که آینده‌ای پیش روی خود نمی‌بینند، زنانی که از محدودیت‌ها می‌گریزند، فعالانی که از دستگیری هراس دارند، هنرمندانی که در جست‌وجوی آزادی‌اند، اقلیت‌های مذهبی که دنبال حمایت‌اند و خانواده‌هایی که می‌کوشند زندگی امن‌تری برای فرزندان خود فراهم کنند.

فشار بر هویت ایرانی در خارج از کشور

ایرانی بودن خارج از کشور در روزگار کنونی اغلب به معنای حمل هویتی پیچیده است. بسیاری از ایرانیان به خاطر فرهنگ ایرانی، زبان، شعر، موسیقی، غذا، سنت‌های خانوادگی و تاریخ خود احساس غرور می‌کنند. در عین حال ممکن است هنگامی که نام ایران تنها از طریق جنگ، سرکوب، تحریم یا بحران در اخبار بین‌المللی مطرح می‌شود، احساس درد، خشم یا شرم کنند.

این وضعیت یک تناقض عاطفی سنگین پدید می‌آورد. ایرانیان خارج از کشور اغلب ناچارند کشور خود را برای دیگران توضیح دهند، از فرهنگ‌شان در برابر کلیشه‌ها دفاع کنند و مردم ایران را از اقدامات حکومت جدا سازند.

ایرانیان نسل دوم با چالش دیگری روبه‌رو هستند. برخی از آن‌ها خارج از کشور به دنیا آمده‌اند، اما همچنان از طریق خانواده، زبان و خاطره، پیوندی عاطفی با ایران احساس می‌کنند. برخی دیگر شاید به فارسی مسلط نباشند، اما همچنان درد آنچه را که در حال رخ دادن است، حس می‌کنند. آن‌ها ممکن است از خود بپرسند: آیا من آلمانی هستم، کانادایی، آمریکایی، بریتانیایی یا ایرانی؟ آیا می‌توانم هم‌زمان همه این‌ها باشم؟ پاسخ اغلب آری است، اما زندگی کردن با این پاسخ همیشه آسان نیست.

شکاف سیاسی درون جوامع دیاسپورا

دیاسپورای ایرانی یک گروه سیاسی واحد نیست. این جامعه شامل سلطنت‌طلبان، جمهوری‌خواهان، فعالان سکولار، اصلاح‌طلبان، چپ‌گرایان، اقلیت‌های مذهبی، اقلیت‌های قومی، کسانی که با مداخله نظامی خارجی مخالف‌اند، کسانی که از فشار شدید بین‌المللی حمایت می‌کنند و کسانی که اساسا از سیاست خسته شده‌اند، می‌شود.

این تنوع امری طبیعی است، اما در لحظات جنگ و بحران می‌تواند تنشی عمیق پدید آورد. خانواده‌ها و دوستی‌ها ممکن است بر سر پرسش‌هایی از این دست دچار شکاف شوند:

آیا دولت‌های خارجی باید مداخله کنند؟ –

آیا تحریم‌ها باید افزایش یابند یا برداشته شوند؟ –

ایران باید چه آینده‌ای داشته باشد؟ –

چه کسی واقعا نماینده مردم ایران است؟ –

ایرانیان خارج از کشور چگونه می‌توانند کمک کنند، بدون آن‌که جای مردم داخل ایران سخن بگویند؟ –

این بحث‌ها از نظر عاطفی بسیار شدید و پرتنش‌اند، زیرا نظری و انتزاعی نیستند. آن‌ها با ترس، اندوه، خاطره، تروما و امید پیوند خورده‌اند.

ترس از نظارت و فشار در خارج از کشور

چالش دیگری که ایرانیان خارج از کشور با آن روبه‌رو هستند، ترس از این است که اظهارات سیاسی ممکن است پیامدهایی به دنبال داشته باشد. رویترز در مارس ۲۰۲۶ گزارش داد که دفتر دادستان کل ایران به ایرانیان مقیم خارج هشدار داد که اگر در طول جنگ از ایالات متحده یا اسرائیل حمایت کنند، ممکن است با پیامدهای قانونی، از جمله مصادره اموال، روبه‌رو شوند.

چه افراد از نظر سیاسی فعال باشند و چه نباشند، این نوع فشار می‌تواند در جوامع دیاسپورا ترس ایجاد کند. برخی از ایرانیان از انتشار مطلب در فضای آنلاین خودداری می‌کنند. برخی دیگر نگران اعضای خانواده‌شان در ایران هستند. بعضی‌ها می‌ترسند که فعالیت سیاسی در خارج از کشور بتواند بر بستگان، اموال، ارث یا سفرهای آینده‌شان تاثیر بگذارد.

Share

مقالات مرتبط

پاسخ ها